شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
278
نفثة المصدور ( فارسى )
على اشارتى شده است . رك : ص 80 س 7 - 13 و ص 81 س 1 - 4 . ( 347 ) - ص 76 س 9 بسى انبانچه نرم كرده رك : « فرهنگ لغات و تعبيرات » كتاب حاضر ، ذيل : انبانچه نرم كردن . ( 348 ) - ص 76 س 12 وقت محاصرهء أخلاط « 1 » سلطان جلال الدّين پس از فراغ از كار گرجيان و نهب و غارت شهرهاى ايشان ، لشكر را با أثقال و بنه بر صوب أخلاط گسيل داشت و خود با هزار سوار از خاصّان خويش بجانب نخجوان راند ، و سبب رفتن وى بدانجا آن بود كه ملكهء نخجوان به ازدواج با او رغبتى مىنمود . سلطان چون بدانجا رسيد ملكه را در نكاح آورد و پس از روزى چند اقامت در آن سرزمين ، بلشكر خويش كه بيك روزه راه از أخلاط نزول كرده بودند ، بپيوست و در اوايل شوّال سال 626 آنجا را در حصار گرفت « 1 » . در « ترجمهء سيرت جلال الدّين » ص 196 در عنوان : « ذكر مسير سلطان به أخلاط و محاصرت و استيلا بر آن » آمده است : « . . . رسولى از عزّ الدّين ايبك كه نايب ملك اشرف « 2 » بود و به أخلاط آمده و حاجب على را گرفته ، بيامد . و اين رسول مردى ترك و عاقل بود ، زبدهء رسالتش خضوع و طاعت ، و گفت كه : ملك اشرف مرا نفرمود بگرفتن حاجب على إلّا سبب إساءتى و ترك ادبى كه با بندگان سلطان
--> ( 1 ) - سلطان جلال الدين پيش از اين تاريخ يكبار ديگر نيز أخلاط را در حصار گرفته بوده است . وى بتصريح ابن الأثير در « الكامل » ج 12 ص 300 و 301 بروز دوشنبه پانزدهم ذو القعدهء سال 623 آنجا را محاصره كرد و بروز سهشنبه هفت روز مانده از ذو الحجهء ( بيست و سوم يا بيست و چهارم ذو الحجه ) همان سال بسبب سرماى سخت و پايدارى دليرانهء مردم آن ديار و نابسامانى اوضاع آذربايجان بدون گرفتن نتيجه دست از محاصره كشيد . رك : « سيرة جلال الدين » طبع حافظ احمد حمدى ص 217 و « يادداشتهاى قزوينى » ج 4 ص 213 . ( 2 ) - مراد الملك الأشرف مظفر الدين موسى بن الملك العادل سيف الدين أبى بكر بن نجم الدين ايوب بن شادى بن مروان ، از ملوك أيوبى شام ، و برادرزادهء سلطان صلاح الدين معروف است .